کلاس دوم دبستان ، شیفت بعد از ظهر بودم.باران تندی میبارید.آن روز صبح یک چتر هفت رنگ خریده بودم.وقتی به مدرسه رفتم، دلم میخواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم، اما زنگ خورد.هر عقل سالمی تشخیص میداد که کلاس درس واجبتر از بازی زیر دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...
ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 22:11